ترنمترنم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه سن داره
طنینطنین، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

هستی ما ترنم و طنین

ترنم این روزهای ما + عکس

1391/7/11 11:15
نویسنده : مامان
590 بازدید
اشتراک گذاری

سلام  به عشقم و همه دوستای گلمون

ترنمی ببخشید مامی دیر به دیر می یام آخه خیلی شما وقتم و پر کردی و اصلا وقتی برای وب نویسی برام نگذاشتی ;)) ولی الان که خوابیدی می خوام تند تند از احوالات این روزها برات بنویسم

 

سری قبل کلی از کارهات رو یادم رفته بود که وقتی یکی یکی انجام میدادی یادم می افتاد که این از قلم افتاده آخه اینقدر ناقلا شدی و کارهای بامزه میکنی که هر چی بنویسم باز هام کلیش از قلم افتاده

مثلا یاد گرفتی با صدای بلند هی راه بری و صدا بزنی بـــــــابا و بابایی هم مرتب بگن جونم و به همین ترتیب مـــــــــــــــــــاما و بنده بگم جان ماما و حتی بابایی و مامی رو هم هر از چند گاهی که خودت و لوس میکنی میگی.

وقتی بابا میپرسن که عشق من کی ؟ نمیدونم چرا و از کجا آوردی که میگی تو , حدسم اینه که بابایی چند بار به شما گفتن که تو عشقمی و شما هم این طور تو ذهنت مونده .

کار با آیپدت رو به خوبی یاد گرفتی و هر جا باشه به سرعت باد پیداش میکنی و یک راست میری سراغ اپلیکیشن هایی که دوست داری مثل دلقکه و .....

من رو یاد گرفتی و هر چیزی که از کسی می خواهی بخصوص خوردنی بدو می یایی دهن مبارک رو تا آخر باز میکنی و میگی من

دیگه خوشبختانه احساس تشنگی رو خوب میشناسی و هر وقت آب بخواهی سریع می یایی دم یخچال و میگی  آبه

یک چیزی که خیلی بامزه است این که وقتی از چیزی عصبانی میشی شروع میکنی به غرغر کردن و پشت سر هم میگی بل بل بل بل (این یکی آخر ناسزاست که یعنی کفرم رو در آوردی)خنده

چند روزیه که به بابایی خیلی وابسته شدی و به محض اینکه بیدار میشی بهونه گیری میکنی و همه اش میری سراغ اتاق ما و دنبال بابایی میگردی و همین که دیدی خونه نیستن گوشی موبایل و میدی به من و میگی بابا و تا بابایی برگردن خونه بساط صدا زدن بــــــــــــــــــــــــابا به راه.

یک خراش خیلی کوچولو روی دست نازت بوسیله چنگ خودت ایجاد شده که روزانه بالای 100 بار از من و بابایی می خوای که ببوسیمش و نازش کنیم وحتی الکی ادای گریه رو هم در میاری.

کلی صدای انواع حیوان ها رو در میاری , خیلی بامزه دیروز موبایل بابایی رو دادی دست عمو مهدی و گفتی کت که عمو جا خورد و پرسید شما انگلیسی یادش میدید ؟ راستش اولین بار بود که این کلمه رو گفتی و بازی گربه تو موبایل بابا رو می خواستی که حرفها رو تکرار می کنه و شما خیلی دوستش داری.

و تمام چیزهایی که متوجه میشی مثل بشین , پاشو , بیار ,ببر , بخواب , بخور , بده , بگیر ,بپوش و حتی چند تا از رنگ ها رو هم به انگلیسی کاملا متوجه میشی و انجام میدی و هم به فارسی

خلاصه که خیلی خیلی خوردنی شدی حتی حاضر نیستم 5 دقیقه از با شما بودن رو هم از دست بدم چون هر لحظه یک هنر بامزه و شیرین برام به ارمغان میاری که با دنیا عوضش نمی کنم.

این هم چند تا عکس از امشب تو پارک بازار ونوس که شما فقط دوست داشتی تو قسمت سرسر ها و استخر توپ باشی

ای کاش میدونستی که همه دنیای ما شدی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان کوروش
10 مهر 91 8:35
سرعت یادگیری موبایل توی بچه ها از ما بیشتره
ماشا... خیلی نازه دخملی خدا برات نگهش داره



واقعا درست میگید .خدا به خیر کنه وقتی بزرگ بشن امیدوارم بتونیم از پسشون بر بیاییم
هدیه خدا- فریماه
10 مهر 91 10:29
اله ترنم خانم چقدر بزرگ شده و ماشاله باهوش.آفــــــــــــــــــــــــــرین


بله خاله فریماه جون شما که مدتی نبودید آخه
مامان مهبد كوچولو
10 مهر 91 13:14
سلام عزيز دلم . آفرين به اين دخمل باهوش و بلا . ما هم بعد از كلي تاخير برگشتيم . مرسي كه جوياي احوالمون بودي . دوست گلم اين ها رو اينجا مي نويسي دود كردن اسفند يادت نره .


مرسی خاله مهدیه جون شما لطف دارید , گل پسر ما رو ببوسید

الهام مامان یاسی طلا
11 مهر 91 12:30
ماشالله چه دخمل ناز و باهوشی ماشالله


مرسی که بهمون سرزدین


مرسی که از این که به ما لطف دارید عزیزم

مادر آیاتای
11 مهر 91 17:53
عزیز خاله. ماشاله به شما که اینقدر باهوشی. از حالا میخواید پدر مادرو گول بزنید. بیچاره ما.


واقعا بیچاره ما .فرزانه جون از حالا هوا پسه